در آينه كه فكر مي كنم

در آینه که فکر می‌کنم

تو می آیی

و من با تو بزرگ می‌شوم

در آینه که فکر می‌کنم

دائم می‌خندم

به این بخت بلند

و روزگار سپید

در آینه که فکر می‌کنم

تو در آغوش من می‌مانی

و شاخه گل سرخم را

بسوی خودت مدام پرتاب می‌کنی

در آینه که فکر می‌کنم

همه چیز برعکس می‌شود

حتی فیلم غمناک سینما

کمدی از آب در می‌آید

و دستمال های کاغذی

اشک های خنده مان را پاک می‌کنند

در آینه که فکر می‌کنم

یادم می‌آید تولدت را

و ذهن من با هوش می‌شود…

یک پاسخ به “در آينه كه فكر مي كنم”

  1. tafakkor azad می‌گوید:

    به ایران درود

    ..

    به ایران و خاکش ، به باد و به آبش درود

    به کوه و به دشت و به صحرا ، کویرش درود

    به زرینه رود ، به سیمینه رودش درود

    سپید رود ، به خشک رود به کارون درود

    سهند و سبالان و تفتان ، دماوند ِ غران درود

    به البرز، به زاگرس ، به زنجیر ِ کوه ها درود

    به آن دشت مرغاب ، پاسارگاد و شاهش درود

    به کُرد و لُر و ، آذری زادگاهش درود

    به گیلک به مازی ، بلوچ و به خوزی درود

    به کوروش ، به داریوش و نادر ، شهانش درود

    به بابک ، ابومسلم و مازیارش درود

    به یعقوب لیث ، سور ِنا ، آریوبرزن درود

    به زفران ، خراسان و فی روزه هایش درود

    چو از خاک ایران بداریم همی تار و پود

    به آزاد باش ِ ایران زمینان به خوانیم سرود

    بیاریم سیاهی علم ها ، ز ِ دشمن فرود

    سپاریم کُنِش های ِ ایران ستیزان به دود

    به نوروز ، به زاد روز ِ باستان بهارش بگوئیم درود

    ..

    سوز

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.