بارش باران
شهوت خورشيد
موجي از نور
همراه با ابر سپيد
همه در ذهنم بود
همه در رويايم
اينهمه زيبايي
غرقِ در دنيايم
شوق زيستن حالا
در وجودم مي بارد
ارزش يك نگاه نو
اينچنين عشق مي زايد
من خودم ترانه ام
من خودم حضور نور
من خودم شكوه باد
در ضيافت عبور!
اکتبر 25, 2007 در t 8:17 ب.ظ |
بهره بردیم
اکتبر 30, 2007 در t 12:57 ب.ظ |
شعر برای کی بود ؟
اکتبر 31, 2007 در t 8:17 ق.ظ |
و قاف
حرف آخر عشق است
آنجا که نام کوچک من
آغاز می شود
اکتبر 31, 2007 در t 4:04 ب.ظ |
چقدر شعرهايتان زيباست دوست عزيز!
از لطفي كه داشتي و نظر دادي ممنون!
كاملا حق باشماست! من موافقم صد در صد!!