باز هم پنجره اي بود

By katoore

باز هم پنجره اي بود
بخيالم روزني گشته است
باز هم فاصله افتاد
اين روز ها سالي گذشته است
زندگي ام به سامان
آسمان نيز مي خنديد
پنجره نوري داشت
با سياهي مي جنگيد
بعد از آن روزن نور
اينك اين بنده شرم
چون جلالم افتاد
چون نبردم خاطره از ياد
آسمان شد گريان
زندگي در وادي بي سامان
قصه ام چون مجنون
گذر لَخت زمان بي قانون
و نگاهم در سير، هر كجا مي گذرد
شايد آن كنج خيالم
شايد آن گوشه خلوت در پس پشته ابري
خاطري زنده كند
لب گريان دلي خنده كند
شايد آن واحه، لب تشنه دلي تازه كند
من به آن مي سازم

یک پاسخ to “باز هم پنجره اي بود”

  1. یک رهگذر می گوید:

    سلام بر شما دوست هموطن.
    سایت یاهو نام ایران را از لیست کشورهای خود در صفحات ثبت نام حذف کرده. با لینک دادن به http://helloyahoo.net از طریق کلیدواژه‌ی Yahoo mail در پروژ‌ه‌ی ملی بمب گوگلی علیه یاهو شرکت و سهم خود را به کشورتان ادا کنید. متشکرم

يك پاسخ برايش بگذاريد