بخند اي كور
كه مي بيني، نه با چشمت
غم و اندوه، هزار محنت
همه آفاق در ذلت
همه معلول بي علت.
بخند اي كر
بر اين پيكر، كه دارد گوش
ولي مدهوش، ولي خاموش، ندارد جوش
بخند اي كور روشن دل
بر اين ديوانه بي شور
كه مي بيند صدايي را
كه مي بيند سرودي تلخ و حزن انگيز
و با خود مي برد در گور
به آن تاريكي بي نور و بي هادي
هزاران، داد بي دادي
هزاران، صوت آزادي
پ.ن:بازي خونين را نيز بخوانيد در اينجا
می 23, 2007 در t 5:34 ق.ظ |
زیبا بود
می 23, 2007 در t 11:38 ق.ظ |
زیبا بود.. به شما لینک دادم..