عشق است وجود تو بر پیکره عالم
چون هست نگاه تو نشکسته هنوز بالم
سبز است خیال من در دامنه خورشید
تا سرخ شود جانا پیوسته همه کالم
چون خال لب معشوق کردی همه را حیران
پوشیده نشاید گفت من بنده آن خالم
در وصف کمال تو هر کس سخنی گوید
چون نوبت من باشد از عشق تو من لالم
بیداری چشمانم ای کاش شود ساری
در طول همه عمرم در عرض همه حالم