از غم دوری ایام شکایت چه کنم؟
از بیم رهایی ها حکایت چه کنم؟
در رتق و فتق زندگی مانده ام همچنان
از عهد و دیار خویش حمایت چه کنم؟
شوقی ز من جوشید آخر شد آرام
از رای و نظر خویش حفاظت چه کنم؟
در برزخ این عصر همه تنهاییم
فرصت کم است و در نهایت چه کنم؟
در دامنه این کوه مانده ایم باز
از تو مددی خواهم بی هدایت چه کنم؟
در هر قدمی نور ترا می جویم
جز اینکه ترا کنم صدایت چه کنم؟